الینا خانوم الینا خانوم ، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

روزهای زندگی الینا

به سلامتی تمام پدرهای دنیا

  پدر و پسر داشتن صحبت میکردن . . . پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو ؟ پسر میگه : من ! پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو ؟؟ ! پسر میگه : بازم من شیرم ! پدر عصبی میشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو !؟ پسر میگه : بابا تو شیری ! پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟ پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا . . . به سلامتی هرچی پدره.   ...
10 فروردين 1393

عکسهای جدید عسل دختر دایی الینا

       اینجا ما مهمون عسل خانوم بودیم و افتخار دادن چندتا عکس از روزهای سه ماهگیش داشته باشیم.        اون چشاتو قربون عسسسسسسسسسسسسسل       اینجا عسل مهمون الینا خانوم بود و تازه رسیده خونمون وخوااااااااااااااااااااااااااااااابه.          بیدار شده و داره ناز میکنه برای عکس انداختن.       گریه ها شروع شده که بابا ولم کنین نمیخام عکس بگیرین ازم.         با کلی زحمت و دلقک بازی تونستیم خنده رو رو لباش مهمون کنیم.   ...
10 فروردين 1393

عیادت نیما

      الینا جان   نیما پسر دوستم صبا هست. با تو  یک سال  تفاوت سنی داره.  از بس تو خونه بپر بپر کرده بوده افتاده دستش از ناحیه مچ شکسته و چند روز پیش بردن عملش کردن . دیروز باهات رفته بودیم عیادتش . انگار نه انگار که ایشونو عمل کردن هم چنان در پی شلوغی و پله هارو بالا پایین رفتن بود. خیلی بچه شیطون و شیرینیه . صبا میگه تو بیمارستان به هر کی یه نظری می داد. به یکی می   گفته شما پاتون شکسته عملتونم کردن ولی من احتمال میدم بمیرین.. صبا می گفت از خجالت   اب شدم. ...
10 فروردين 1393

ولنتاین مبارک

    تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرن   (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) یا همان ولنتاین ایرانی به فاصله ی چهار   روز از هم قرار دارند یعنی ۲۵ بهمن ماه (ولنتاین) و ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان) !      تاریخچه سپندارمذگان:(ولنتاین ایرانی)      ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌ است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زن و     زمین می‌دانسته اند. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده     است که ...
10 فروردين 1393

بدون شرح

    شرم م یکنم با ترازوی کودک گرسن ه کنار پیاده روی خیابون       وزن سیری ام را بکشم.       ...
18 اسفند 1392