شیطنت های الینا
مامانم تو اشپزخونه هستش . اومدم ببینم ساعت چنده .اگه الان بیاد و منو اینجا ببینه دعوام میکنه. چکار کنم میخاستم ببینم خونمون از این زاویه چطوری دیده میشه. ...
جوراب کیتی الینا
الیناجان دوماهه بودی و این جورابای کیتی رو بابایی تو بازار دیده بود و خیلی خوشش اومده بود و برات خریده بود . وقتی رسید خونه زودی پات کرد ببینه اندازته یا نه . خیلی خوشحال بود .بعدش تو خوابیدی تو کری ارت . این عکس مال اون روز هست. جوراب جدید مبارک گلم. دست بابای گلش درد نکنه . ...
یک و دو ماهگی الینا خاااااااااااااااااااااانوم
پرنسس خانوم الیییییییییییییییییییییییییییینا جون ...
الینا با چادر نمازش
تنها قهرمان زندگی ....... پدر
خدایـــا ! به بزرگی ات قســـم … ت وعکس های دست جمعی … جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار … آمیـــــن ...
نویسنده :
مامان مینا
17:43
روزهای کودکی
میخواهم برگردم به روزهای کودکی.. آن زمانها که پدر تنها قهرمان بود عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطهى زمین، شــانههای پـدر بــود بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند تنــها دردم، زانوهای زخمـیام بودند تنـها چیزی که میشکست، اسباببـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود! ...
نویسنده :
مامان مینا
17:41









